what doesnt kill me will only make me stronger



تست روانشناسي زيگموند فرويد

1- تلفن زنگ ميزنه
2- بچه تان گريه ميكنه.
3-يكي داره در خونه رو مي زنه و صداتون ميكنه.
4- لباس ها را بيرون روي طناب پهن كرده ايد و بارون ميگيره .
5- شير آب رو در آشپز خانه باز گذاشتيد و آب داره سر ريز ميشه.
خب حالا با اين وضعيت شما به ترتيب كدوم كار ها رو انجام ميديد، يعني از شماره ي 1 تا 5 رو با چه اولويتي انجام ميديد؟

جواب


زنگ تلفن، نشونه شغل و كار شماست
گريه بچه، نشون دهنده خانواده است
زنگ در خونه ، نشون دهنده دوستان شماست
لباس ها، نشون دهنده پول هستن
سر رفتن آب، نشون دهنده ميل جنسي هستش


ادامه مطلب

۱۰ تير ۱۳۹۰  توسط ghasre aabi |  نظرات (0)

 

زندگي بدون ازادي شرماور است . ارد بزرگ

شيريني يك بار پيروزي به تلخي صد بار شكست مي‌ارزد. سقراط



من متفكري آرام و دانش آموزي بيش نيستم دانشجوي هستم كه از آموختن دست بر نمي دارم و از گفتن خسته نمي شوم . كنفوسيوس



ضعيف‌ الاراده كسي است كه با هر شكستي بينش او نيز عوض شود. ادگار‌ آلن‌پو



هماي بخت بر شانه ات نخواهد نشست مگر آنكه شانه اي به گستره و پهناي كوهستان داشته باشي . ارد بزرگ



به جاي اين كه به تاريكي لعنت بفرستي يك شمع روشن كن. ضرب‌المثل چيني



زندگي كن ... خودت باش ... لذت ببر ... عشق بورز  . وين داير



رويش نخستين تمدن باشكوه جهان ، از گره خوردن سه تبار ايراني ماد ، پارس و پارت سرچشمه گرفته است . ارد بزرگ



براي اين كه بزرگ باشي نخست كوچك باش. ضرب‌المثل هندي



درياها نماد فروتني هستند . در نهاد خود كوه هايي بلندتر از خشكي دارند ولي هيچ گاه آن را به رخ ما نمي كشند . ارد بزرگ



براي اين كه پيش روي قاضي نايستي، پشت سر قانون راه برو. ضرب‌المثل انگليسي



همواره از اين افسرده ام كه در راه تقوا پيش نمي روم و از مباحثه معلومات كوتاهي مي كنم و پيوسته خود را در طريق عدل نگاه نميدارم و جبران خطاها را از عهده بر نميايم . كنفوسيوس



به كارهاي زشت عادت مكن زيرا ترك آن دشوار است. ضرب‌المثل فارسي



هيچ فرازي در برابر آدم هاي پاكباخته توان ايستادگي ندارد . ارد بزرگ



مانند علما بنويس و مانند توده مردم حرف بزن. ضرب‌المثل هندي



هيچ كس ، هر قدر هم بخواهد نمي تواند كاري كند كه ديگران درك و درايت پيدا كنند . درك و درايت فقط با عمل حاصل مي شود . وين داير



چيزي ساده تر از بزرگي نيست آري ساده بودن همانا بزرگ بودن است. امرسون



تنها كساني شايسته هستند كه اشتباهي را دو بار انجام نمي دهند . ارد بزرگ



بيشترين تأثير افراد خوب زمانى احساس مى شود كه از ميان ما رفته باشند. امرسون


 
راستي و ساده گي را بديگران هديه كن ، تقوا را از دست مگذار ، مهر و محبت را شيوه خود بساز و براي سرگرمي بهتر بپرداز . كنفوسيوس



به‌ موقع‌ از جا برخاستن‌ و در دوره‌ جواني‌ تاهل‌ اختيار كردن‌، كاري‌ است‌ كه‌ هرگز كسي‌ از انجام‌ آن‌ پشيمان‌نخواهد شد. بوستر



 خنده طبيعي زيباست و نواي زندگيست . ارد بزرگ



نيك بخت ترين مردم كسي است كه كردار به سخاوت بيارايد و گفتار به راستي . بو علي سينا



درونت قلمرويي از آرامش هست كه مي تواند همه نيكبختي هايي كه خواهان آنهايي خلق كند . وين داير



در جستجوي نور باش، نور را مي‌يابي. آرنت



تا چيزي از دست ندهي چيز ديگري بدست نخواهي آورد اين يك هنجار هميشگي است . ارد بزرگ



اگر بخواهي بر عالم فرمانروا باشي بايد عقل بر تو حاكم باشد . سه نه ك



 بر آنكه خواهان نيست دانشت را آشكار مكن . كنفوسيوس



صديق ترين ،بي توقع ترين،مفيدترين و دائمي ترين رفيق براي هر كسي كتاب است. مارك تواين

 

 سالار دل ها بودن ، با ارزش تر از هر آرزويي است . ارد بزرگ



كسي كه شهامت قبول خطر نداشته باشد در زندگي به مقصود نخواهد رسيد. محمدعلي كلي



 تو مي تواني بيمار باشي ، يا سلامتي را انتخاب كني . وين داير



تنها كساني تحقير مي شوند كه بگذارند تحقيرشان كنند. الكس هيل


 
چه زيبايند آناني كه هميشه لبخندي برلب دارند . ارد بزرگ



هر ملتي دو نوع دشمن خوني دارد . دسته اي كه به قانون پشت پا مي زنند و دسته ديگر كساني كه با دقت بيش از حد آن را اجرا مي كنند . آلفرد كاپو



 اگر دارايي ارزش داشتن داشت دارا مي شدم و بدستش مي آوردم ! . كنفوسيوس



اختلاف طبقاتي از ضروريات جامعه است چون عامل اشتياق به پرورش حالت هاي والاتر كمياب تر دورتر و عامل چيرگي بر نفس مي شود . فردريش نيچه

 

براي پرش هاي بلند ، گاهي نياز است چند گامي پس رويم . ارد بزرگ



بهترين راه براي اثبات صفاي ذهني ما نشان دادن خطاهاي ان است . نهر آبي كه ناپاكيهاي بستر خود را نمايش مي دهد به ما مي فهماند آب پاك و صاف است . پوپ


 
هر چه بيشتر با خود مهربان باشي ، مهرباني واكنش معمول تو در رفتار با ديگران خواهد شد . وين داير



من واقعاً فرمول دقيقي براي موفقيت نمي شناسم ولي فرمول شكست را به خوبي مي دانم سعي كنيد همه را راضي نگه داريد. بيل كازبي

 

شايد در كوتاه مدت بدگويان به هدف خود نزديك شوند اما در بلند مدت رسواي جهانند . ارد بزرگ



يكي از مهمترين راههاي خوشبختي، حقير شمردن مرگ است. لوبون



 با آب ساده و نان خشك و بازوي زير سر همچنان مي شود خوشبخت بود . كنفوسيوس



جامعه فرزانگي و سعادت مي يابد كه خو اندن، كار روزانه اش مي باشد. سقراط


 
ميدان پيمان هاي گسسته ، همچون مردابي دهشتناك است كه بايد از آن گريخت . ارد بزرگ



اگر مي خواهي بنده كسي نباشي، بنده هيچ چيز نشو. ژاك دوال



 وقتي بداني كه مسئول نيت هاي خود هستي ، در خواهي يافت كه مسئول تمام دنياي خود هستي . وين داير



از خصوصيات زمان ما اين است كه متأسفانه فقط افراد پست و پليد ، صاحب اراده و پشتكار مي باشند . آلفرد كاپو

 

خرد در دانسته هاي ما ديده نمي شود ، خرد تنها در كردار ما هويدا مي گردد . ارد بزرگ



بر روي زمين چيزي بزرگتر از انسان نيست و در انسان چيزي بزرگتر از فكر او. هميلتون



حوداث عجيب و شاهكار هاي پهلواني و اعمال ناشايست و معاني مرموز در سخن كنفوسيوس نمي آيد . كنفوسيوس


ادامه مطلب

۱۰ تير ۱۳۹۰  توسط ghasre aabi |  نظرات (0)

 

درباره خدا

لودويك فوئرباخ انديشمند آلماني بر حسب آرزوي بي پايان قلب بشر به تعريف و تبيين مفهوم خداوند پرداخت. او گفت: (خدايي وجود ندارد. خداوند به عنوان يك واقعيت عيني وجود ندارد. خدا فقط يك آرزو است. انسان مي خواهد قادر مطلق شود؛ همه جا حاضر و داناي مطلق باشد؛ او مي خواهد خدا باشد ؛ اين نياز انسان است؛ نياز بينهايت شدن؛ نياز جاودانه شدن؛ نياز به قدرت مطلق رسيدن.)

 

كارل ماركس خدا را يك تلاش ايدئولوژيك براي گريز از واقعيت عيني دانست. ماركس ميگفت كه مردم گرفتار فقر و رنج و بدبختي به رويايي نياز دارند كه بتوانند به آنها اميد بدهد. مردم با انواع نااميديها در فقر و بيچارگي مطلق به سر ميبرد؛ به طوري كه نمي توانند بدون اين رويا آينده اي را براي خود متصور باشند؛ آنها قادر به تحمل اين واقعيت غيرقابل تحمل نيستند. پس خدا ترياك است.

دين افيون توده هاست. دين يك داروست. دين به انسان كمك ميكند و به او دلداري ميدهد. پس دين يك نوع مسكن است. انسان درد زيادي ميكشد و نسبت به يك مسكن درد احساس نياز ميكند- چيزي كه امروز نيز مصداق عيني دارد- امروز بشر با نگون بختي دست به گريبان است؛ اما فردايي از راه ميرسد كه همه چي در آن رو به راه ميشود.

ماركس ميگويد كه چرا بركت عيسي اينگونه اهميت پيدا كرده است: فقرا انسانهاي محترمي هستند. چرا؟ چرا چون آنها وارثان ثروت خدا هستند. عيسي ميگويد: ( كساني كه اينجا آخرينند و آنجا اولينند) پس به اين ترتيب انسان فقير احساس شادي ميكند و فقرش را از ياد ميبرد. عيسي براي اين داروهاي محرك معناهاي متفاوتي را در نظر دارد اما ماركس فكر ميكند كه اينها صرفا دارو هستند.

ماركس خيلي منطقي به مساله نگاه ميكند. وقتي مردم در بدبختي هستند آنها فقط يك راه براي تحمل آن دارند؛ اينكه بتوانند آينده ي بهتري را در ذهن بپرورانند.

شما زن زيبا نداريد؟ نگران نباشيد در بهشت هر تعداد زن كه بخواهيد وجود دارد- هر كسي ميتواند تعداد زيادي از آنها را داشته باشد-شما ميتوانيد در آنجا با زيباترين زنان همبستر شويد. آنها اينقدر زيبا هستند كه هيچوقت پير نميشوند و هميشه در سن شانزده سالگي ميمانند. اين چيزها روياي مردان است.

شما در روي زمين نميتوانيد به الكل دست پيدا كنيد؟ يا حتي اگر بتوانيد، سخت است يا گران است و يا در راه تهيه آن هزار و يك مسئله وجود دارد.

اما در فردوس جويبارهاي شراب و الكل در آن جاريست...

ماركس ميگويد كه مذهب نتها يك فريب است. فريبي براي استثمار مردم؛ فريبي براي نگه داشتن آنها زير سلطه؛ فريبي است تا آنها نتوانند شورش كنند. ماركس ضربه اي سخت بر باورهاي كهنه وارد كرد.

 

فريدريش نيچه ضربه اي ديگر را بر پيكر خداباوران وارد كرد. او گفت:

خدا چيزي جز ناتواني اراده براي دوست داشتن نيست. وقتي انسان با جامعه پير؛ فاسد؛ كودن و مردني ميشود؛ شروع به انديشيدن به خدا ميكند. چرا؟ چون مرگ كم كم دارد نزديك ميشود و انسان بايد آن را بپذيرد. انسان در حال كناره گيري از زندگيست؛ زندگي دارد از دستهايش در ميرود؛ و او هم نميتواند كاري انجام دهد؛ انسان بايد مرگ را بپذيرد. خدا حلقه اي براي پذيرش مرگ است و مرگ تنها از سوي كساني كه ضعيف و ناتوان شده اند پذيرفته ميشود.

نيچه ميگفت: ايده ي خدا از ذهن زنانه آمده است. او ميگفت بودا و مسيح هر دو زن صفت هستند. آنها در حقيقت مذكر نيستند. آنها بسيار انعطاف پذيرند. بودا و مسيح كساني هستند كه شكست را پذيرفته اند.

آنها اصلا جنگ نميكنند. آنها براي بقا نميجنگند. وقتي آدم جنگ براي بقا را متوقف ميكند مذهبي ميشود. وقتي اراده براي رسيدن به قدرت كاري انجام ندهد؛ انسان از زندگي بيزار ميشود و ميميرد و به خدا و كارهاي مرتبط ديگر مي انديشد. خدا مخالف زندگيست. زندگي اراده براي به قدرت رسيدن است. زندگي مبارزه است؛ مبارزه اي دائمي. زندگي ستيز است و انسان بايد در اين ستيز پيروز شود. ولي وقتي افراد ضعيف ميشوند ديگر نميتوانند به پيروزي برسند؛ ان ذهن شكست خورده به سمت مذهب حركت ميكند. پذيرش مذهب به معناي پذيرش شكست است.

 

فوئر باخ؛ ماركس؛ نيچه؛ اين سه با هم فضايي را خلق كردند كه در آن اعلان شد كه:

خدا مرده است و انسان آزاد است.



ادامه مطلب

۱۰ تير ۱۳۹۰  توسط ghasre aabi |  نظرات (0)

 

عشق از ديد دكترشريعتي

عشق گناه نيست

اما اگر انساني عشق خود را گناه ميپندارد

بي شك شهوت بر او غلبه كرده است

انسانهايي كه شهوتش بر عقلش فائق آيد همچون حيوان است.

اما اگر انسانيعقلش بر شهوتش فايق آيد پاك و مطهر همچون ملائك است

در هر حال انسان برده و اسير است

فقط اتحادعقل و عشق است كه انسان را به اوج ميرساند

چنين انساني هرگز تحت تاثير وسوسه هاي شيطاني قرار نميگيرد

و اگر عاشق شودعشقش ابدي خواهد بود.


دكتر علي شريعتي


ادامه مطلب

۱۰ تير ۱۳۹۰  توسط ghasre aabi |  نظرات (0)

 

شيوانا

شيوانا همراه شاگردان از مسيري عبور مي كرد. به يك آبادي رسيدند و كنار

رودخانه نشستند تا استراحت كنند. تني چند از اهالي آن آبادي نيز كنار رودخانه

ده مشغول فروش محصولات خود بودند.

در اين هنگام شيوانا و شاگردان متوجه شدند كه دو فروشنده با وجودي كه جنس

هايي كاملا مشابه داشتند و قيمت هايشان هم يكسان بود اما يكي از آنها فروش

بيشتري داشت و اهالي دهكده بيشتر از او خريد مي كردند. نكته جالب اين بود

كه رهگذران هم براي خريد بيشتر به او مراجعه مي كردند. اين نكته براي

شاگردان جالب به نظر رسيد. براي همين از شيوانا جدا شدند تا دليل اين

پرمشتري بودن آن فروشنده را كشف كنند.

ساعتي بعد همگي دور شيوانا نشستند و نتيجه تحقيق خود را با هم در ميان

گذاشتند. مشخص بود كه فروشنده پرطرفدار جواني است فقير اما محجوب كه

دلباخته دختر ثروتمندترين شخص دهكده شده كه اتفاقا دختري فهيم و با كمالات

است. با وجود اختلاف طبقاتي اين جوان دست از عشق خود برنداشته و قول

داده كه به هر ترتيبي شده پول و ثروت لازم براي ازدواج را فراهم كند

جواني كه فروش كمتري داشت يك فرد راحت و بي خيال و عاشق پرورش

كبوتر بود و براي كسب معاش و گذراندن امور زندگي خود فروشندگي مي كرد و

به محض اين كه فرصتي به دست مي آورد به سراغ كبوتربازي و سرگرمي هاي

خودش مي رفت.

يكي از شاگردان گفت: "اما ما هنوز نفهميده ام چرا با وجودي كه هر دو جوان

از يك طبقه اجتماعي هستند اما مردم دهكده براي جواني كه دلباخته دختر

ثروتمند دهكده است احترام بيشتري قايل هستند و ترجيح مي دهند بيشتر از او

خريد كنند؟"

شيوانا تبسمي كرد و گفت: "جواب ساده است. آبروي عاشق بسته به چيزي

است كه عاشقش است. آن كبوترباز عاشق كبوتر و بازي است به همان اندازه

هم نزد مردم آبرو و احترام دارد. اما آن فروشنده ديگر دختري صاحب كمال از

خانواده اي بالاتر از خود را انتخاب كرده و براي رسيدن به او تلاش مي كند.

طبيعي است كه آبرو و اعتبار و ارج و قرب بيشتري نزد مردم دارد و اهالي

ترجيح مي دهند از او بيشتر خريد كنند تا در مسيري كه انتخاب كرده او را ياري

رسانند."

سپس شيوانا به فروشنده كبوترباز اشاره كرد و گفت: "مي گويند عشق چشمان

آدم را كور مي كند. وقتي انسان عاشق و دلباخته چيزي شود كه كم ارزش و

بيهوده باشد، بايد بداند كه آبرو و اعتبار خود را كه بسيار ارزش دارد و مي

تواند براي او ثروت و راحتي فراهم كند بي آن كه بداند به پاي معشوق خود مي

ريزد. بنابراين اگر انسان قرار است عاشق شود بهتر است دل به چيزي بسپارد

كه ارزش داشته باشد و آبرو و اعتباري شايسته براي او به ارمغان آورد



ادامه مطلب

۱۰ تير ۱۳۹۰  توسط ghasre aabi |  نظرات (0)

 



forough.farhoodi@yahoo.com
هنرپيشه
داستان كوتاه
فيلم
پيشنهاد ميكنم بخونيش
عشق
چراااا
پرفروش ترين فيلمها
صد فيلم برتر امريكادر ژانرهاي مختلف
تصوير
مرحوم خسروشكيبايي
گلشيفته
دايره ها
يادداشتها ....
الگوي تو در زندگي كيست
نكاتي جالب در مورد مردان
sms
روانشاسي
هنرمندان خارجي

 

 

 

لينكي ثبت نشده است

 

 

[ ۱ ][ ۲ ][ ۳ ][ ۴ ][ ۵ ][ ۶ ][ ۷ ][ ۸ ]

 

RSS 2.0
blog theme design
گوگل سایت مپ